و اين است وعده الهي!

   داخل حرم امامزاده صالح (ع) ، جايي در ميان زوار عصر پنج شنبه نشسته بوديم و گرم صحبت شده بوديم. طبيعي است كه وقتي پس از حدود يك سال و نيم دوري، دوست عزيزي را ببيني، به اندازه ي دو سال "گفتني" و "شنيدني" داشته باشي! در اين مدت دوري، او به زيارت خانه خدا و نيز كربلا مشرف شده بود و من اما در اين دوران، گويي فقط در گذران پستي و بلندي هاي بسيار، گاه دويده بودم و گاه از نفس افتاده بودم...

   از هر دري سخن مي گفتيم تا آنكه بحث شغل و ازدواج پيش آمد. تقريباً بي مقدمه گفت:« چند وقت پيش، براي يه كار خيلي خوب مي خواستم تو رو معرفي كنم... داشتن دنبال يه آدم زبر و زرنگ براي پست "مسئول دفتري معاون وزارت ..." مي گشتن! يه كار تمام وقت بود با حقوق خيلي عالي كه آينده هم داشت و اگه مي رفتي قطعاً بعد از مدتي به استخدام وزارتخونه درمي اومدي و از همه ي مزاياش بهره مند مي شدي... »

با تعجب گفتم:« خوب؟»

   دوستم با همان آرامش هميشگي اش ادامه داد: «اول مي خواستم تو رو معرفي كنم، اما به دو دليل اين كارو نكردم. اول اينكه ديدم اين حرفه ربطي به تخصص تو، يعني زبان انگليسي نداره، و اين طوري معلوماتت بلااستفاده مي مونه و حيفه.

دوم اينكه مي دونستم به زودي دانشجو مي شي و اونجوري ممكن بود بهت اجازه ي ادامه تحصيل ندن. اين بود كه منصرف شدم، و اتفاقاً به پيشنهاد يكي از دوستام، يه آقا پسري رو معرفي كردم كه به تازگي ازدواج كرده، ولي چون شغل مناسبي نداشت، خيلي نگران بود... دعا كن كارش درست بشه و قبولش كنن...»

   احساسي شبيه حسرت و يا حسادت براي لحظه اي از قلبم گذشت...اما به سرعت آن را از خود دور كردم...حقوق 400-500 هزار توماني براي من؟!! آن هم به بهاي بازماندنم از درس و تحصيل ؟!! و البته گرفتن فرصت رشد و آرامش از كسي كه بسيار بيشتر از من به آن نياز دارد؟!!!

   لبخندي به دوستم زدم و با اطمينان گفتم: «خيلي خوب كاري كردي... من كه الآن به همچين پولي نياز ندارم! تازه! اون بنده خدا خيلي محتاجتر و مستحق تر از من بوده! همين كه جووني تو اين دوره و زمونه بدون داشتن شغل مطمئن، اينقدر همت داشته باشه كه با توكل به خدا و بدون ترس از فقر حاضر به ازدواج بشه، نشون مي ده كه اون پست حق اون بوده! دستمزد اعتمادش به خدا... ان شاء الله كه كارش هم درست بشه و زندگيش زودتر سر و سامون بگيره...»

******

   چه خوب مي شد اگر هميشه به وعده هاي الهي اعتماد مي كرديم... به راستي كه خداوند بهترين معامله كنندگان است!

 

 

/ 0 نظر / 29 بازدید